تبليغاتX
حضور در هستی

حضور در هستی

جملات به یاد ماندنی


Menu

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

Recent Posts

جملات به یاد ماندنی بخش دوم
جملات به یاد ماندنی بخش اول
جملات و سخنان زیبا و پندآموز برنارد شاو
مهم نیست...
هبوط در كویر
ده درس طلایی از آلبرت انیشتین
هر زنی زیباست
ماجرایی بسیار زیبا و آموزنده از ادیسون (لذت زندگی)
داستانی بسیار زیبا از بهلول دیوانه
سخنانی جالب و آموزنده از گابریل گارسیا ماکز

Archive

هفته دوم اردیبهشت 1389
هفته اوّل اردیبهشت 1389
هفته چهارم فروردین 1389
هفته سوم فروردین 1389
هفته دوم اسفند 1388
هفته اوّل اسفند 1388
هفته سوم دی 1388
هفته اوّل دی 1388
هفته دوم آذر 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
تیر 1390
آبان 1389
مهر 1389
آرشيو

Category

اینگونه از زندگی لذت ببرید!!!
با من از عشق سخن بگو !!
جملات زیبا
کلام عشق ( 200 جمله کوتاه در باره عشق )
سخنان بزرگان و مشاهیر
ارد بزرگ میگوید ...
زندگی یک انتخاب است
قدرت مرد و زیبایی زن
عشق در نگاه بزرگان
کتاب
رنج نگاه بزرگان
زندگی در نگاه بزرگان
امید در نگاه بزرگان
آینده در نگاه بزرگان
زن در نگاه بزرگان
بر خیز...
جالب است...
جملات زیبا
سخن بزرگان
دل
عشق
دیوار شیشه ای
حرفهاي خوب
فرشتگان
بدون شرح...
الفبای خوشبختی
زندگی .......
راز موفقیت
شش اصل من
21 رمز موفقيت ميليونرهاي خودساخته
جملات طلائي
جملات قصار برای آنانی که می خواهند بزرگ شوند!!
آری ، گاهی فراموش می کنم !!!

Links

گاهی به آسمان نگاه کن
بی تو ابری شده هوای دلم
کارت پستال در خواستی
مرجع كليدي وب
دل نوشته ها
فریاد ياس
جینگولک
عروسك
برگي از دفتر زندگي
بهشت كوچك من
راز آرزو
نجوم و ستاره شناسی
به نام خداوندی که تو را برای من نخواست
فانوس خیال
قالب بلاگفا

Rss



از دردهای کوچک است که آدم می‌نالد، وقتی ضربه سهمگین باشد، لال می‌شود آدم

دو کیلو خیال خام دارم
با چار گِرم امید واهی تعویض میکنم
احساس میکنم اون بهتره
چقــدر باید بگذرد؟؟
تا مـن
در مـرور خـاطراتم
وقتی از کنار تــو رد می شوم
تنـــم نلــرزد…..
بغضــم نگیــرد…..
وقتی ذهنها فیلتر ندارد، اینهمه تلاش برای فیلتر کردن سایتها بی فایده است!
چکیده توضیح المسائل : کلاً هرچیز که انسان خوشش بیاید حرام است!
در دسترس که نباشی، مشترک مورد نظر می شوی!!!

جهان سوم جايي است كه مردمش به اومدن "یه روز خوب" خیلی فکر میکنن ولی برای بدست آوردنش هیچ تلاشی نمیکنن

خیلی کثیف بودی واسه همین پاک فراموشت کردم

كودكي كه مي داند گريه هاي مادرش، تن فروشي هاي خواهرش، دست هاي پينه بسته پدرش و گرسنگي خودش، همه از بي پوليست، چگونه در مدرسه بنويسد كه علم بهتر است يا ثروت؟

نوشته شده توسط حامد |


تو دنیا هیچی به اندازه این آزاردهنده نیست که بفهمی تاریخ مصرف داشتی!

بدبختیات درست از لحظه ای شروع میشود که بفهمی خوشبختیات دست کسی به جز خودت است
به یک جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی رنج را نباید امتداد داد. باید مثل یک چاقو که چیزها را می برد و از میانشان می گذرد؛ از بعضی آدمها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی... "
خدایا ... اگر علم بهتر از ثروت است ؟! ... پس چرا سرنوشتمان را رقم زدی نه قلم ..
امان از خنده ای که وسطش بغض کنی
آیاامیدانیددرقسمتی ازدنیا مردمی وجود دارندکه خودشان راکشتند و انقلاب کردند که پس از انقلاب،کارهای پیش ازانقلاب را یواشکی و باترس و لرز انجام دهند؟
وقتي زيادي به کسي بگي دوست دارم ....خيال ميکنه احساستو به حراج گذاشتي....تو حراجي هم چيز خوبي گير آدم نمياد...پس يه کم جلو اون زبونتو بگير...
مهم نيست که بعداً چی ميشه
مهم اينه که ديگه هيچی مثل قبل نميشه......!
کاش یکی بود بغلم می کرد می گفت نگران چیزی نباش من هستم
منم آروم در گوشش می گفتم: برو خــــــــــــر خودتی
وقتی یکی غصه داره سوال نکن فقط آغوش باز کن، وقتی خوب شد سوال نکن بذار فراموش کنه
بي حوصلگي هايم را ببخش ،
بداخلاقي هايم را فراموش كن ،
بي اعتنايي هايم را جدي نگير ،
در عوض من هم تورا مي بخشم كه مسبب همه اينهايي....
ﺳﻜﻮﺕ ﻃﻮﻻﻧﻲ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺭﺿﺎﻳﺖ ﻧﻴﺴﺖ، ﺁﻏﺎﺯ ﻧﺎﺑﺎﻭﺭﺍﻧﻪ ﻳﻚ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺍﺳﺖ! ﻣﻦ ﻏﺮﻕ ﺳﮑﻮﺕ، ﻣﺒﻬﻮﺕ ﺍﯾﻦ ﭘﺎﯾﺎﻧﻢ... ﺗﻮ ﺣﺘﯽ ﺁﻏﺎﺯ ﺍﯾﻦ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺣﺲ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺍﯼ
چقدر بده که تو
میتونی خودتو خر کنی... داغون کنی... بدبخت کنی
اما نمیتونی خودتو بغل کنی... آروم کنی... از تنهایی در بیاری!
اینم شد زندگی؟
راننده تاکسی اسکناس و گرفت و پرسید: یه نفرید؟!

مکثی کردم و بی حوصله گفتم: بله آقا........... خیلی وقته
با نزدیک شدن ماه رمضون این سوال باز پیش میاد که:

خدایا فرو دادن اینهمه بغض روزه رو باطل نمی کنه؟؟
میگه دوست دارم، ولی تو اینقدر خوبی که لیاقت از من بهترو داری، خوب عین بچه آدم بگو نمی خوامت

 

نوشته شده توسط حامد |


جملات و سخنان زیبا و پندآموز برنارد شاو

 

۱٫ یک مرد تا زمانی که صحبت‌هایش را انکار نکنید حرفی نمی‌زند!

۲٫ روش جوک گفتن من این است که واقعیت را بگویم. واقعیت خنده‌دارترین لطیفه دنیا است.

۳٫ وقتی که انسان بخواهد ببری را بکشد اسمش را ورزش می‌گذارد اما اگر ببر بخواهد او را بکشد اسمش درنده خویی است.

۴٫ عده کمی از مردم بیش از یک یا دو بار در سال فکر می‌کنند. من با یکی – دو بار فکر کردن در هفته برای خودم شهرتی دست و پا کردم.

۵٫ مرد خردمند سعی می‌کند خودش را با دنیا سازگار کند و مرد نابخرد اصرار دارد که دنیا را با خودش سازگار کند. بنابراین کلیه پیشرفت‌ها بستگی به تلاشهای مرد نابخرد دارد.

۶٫ ما از تجربه کردن می‌آموزیم که انسان هیچگاه از تجربه کردن چیزی نمی‌آموزد.

۷٫ اگر وقت کافی باشد هر چیزی برای هر کسی دیر یا زود اتفاق می‌افتد.

۸٫ اگر در موزه ملی آتش سوزی شود، کدام نقاشی را نجات خواهم داد؟ البته آن را که به در خروجی نزدیک‌تر است.

۹٫ تنها کسی که با من درست رفتار می‌کند خیاطم است که هر بار که مرا می‌بیند، اندازه‌های جدیدم را می‌گیرد؛ بقیه به همان اندازه قبلی چسبیده‌اند و توقع دارند من خودم را با آنها جور کنم.

۱۰٫ در زندگی دو تراژدی وجود دارد: اینکه به آنچه قلبت می‌خواهد نرسی و اینکه برسی!

۱۱٫ انسانهای خوشبین و بدبین هردو برای جامعه مفید هستند، خوشبین هواپیما را اختراع می‌کند و بدبین چتر نجات!!

۱۲٫ وقتی چیزی خنده‌دار است با دقت در آن حقیقتی پنهان را جست و جو کنید!

نوشته شده توسط حامد |


 

مهم نیست چه کسی هستید ، چه شغلی دارید یا چگونه وقت خود را می گذرانید . هر روزه فرصت های بی شماری در اختیار دارید تا زندگی اطرافیان خود را از خود متاثر سازید . چه آنانی که می شناسید شان و چه آنان که برایتان بیگانه اند چگونه؟ به عشق و شور زندگی خویش اجازه دهید خودش را ظاهر کند. از طریق کلمات ، چشمان ، اعمال ، و حتی با زبان بی زبانی قلبتان. نمود و ظهور عشق و شور زندگی در شما دعوتی است از دیگران تا عشق و شور زندگی آنان نیز خود را نشان دهد

نوشته شده توسط حامد |


 

هبوط در كویر

 

wallpaper.jpg&t=1

 

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد 

                 نمیخواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت 

ولی بسیار مشتاقم 

                كه از خاك گلویم سوتكی سازد، 

                       گلویم سوتكی باشد،بدست كودكی گستاخ و بازیگوش 

                                      و او یكریز و پی در پی  

                 دم گرم و چموش خویش را بر گلویم سخت بفشارد 

                                        و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد، 

                بدین سان بشكند در من، 

                                       سكوت مرگبارم را......... 

نوشته شده توسط حامد |


 

 ده درس طلایی از آلبرت انیشتین

 

http://persian-star.org/1389/6/01/albert.jpg

 

1. کنجکاوی را دنبال کنید

"من هیچ استعداد خاصی ندارم. فقط عاشق کنجکاوی هستم"

چگونه کنجکاوی خودتان را تحریک می کنید؟
من کنجکاو هستم، مثلا برای پیدا کردن علت اینکه چگونه یک شخص موفق است و شخص دیگری شکست می خورد.
به همین دلیل است که من سال ها وقت صرف مطالعه موفقیت کرده ام.
شما بیشتر در چه مورد کنجکاو هستید؟
پیگیری کنجکاوی شما رازی است برای رسیدن به موفقیت.



2. پشتکار گرانبها است

"من هوش خوبی ندارم، فقط روی مشکلات زمان زیادی می گذارم"
تمام ارزش تمبر پستی توانایی آن به چسبیدن به چیزی است تا زمانی که آن را برساند.
پس مانند تمبر پستی باشید و مسابقه ای که شروع کرده اید را به پایان برسانید.
با پشتکار می توانید بهتر به مقصد برسید.



3. تمرکز بر حال

"مردی که بتواند در حالی که دختر زیبایی را می بوسد با ایمنی رانندگی کند، به بوسه اهمیتی را که سزاوار آن هست نمی دهد"
پدرم به من می گفت نمی توانی در یک زمان بر ۲ اسب سوار شوی.
من دوست داشتم بگویم تو می توانی هر چیزی را انجام بدهی اما نه همه چیز.
یاد بگیرید که در حال باشید و تمام حواستان را بدهید به کاری که در حال حاضر انجام می دهید.
انرژی متمرکز، توان افراد است، و این تفاوت پیروزی و شکست است.



4. تخیل قدرتمند است

"تخیل همه چیز است. می تواند باعث جذاب شدن زندگی شود. تخیــل به مراتب از دانش مهم تر است"
آیا شما از تخیلات روزانه استفاده می کنید؟
تخیل پیش‌درآمد تمام داشته‌های شما در آینده است.
نشانه واقعی هوش دانش نیست، تخیل است.
آیا شما هر روز ماهیچه های تخیل تان را تمرین می دهید؟
اجازه ندهید چیزهای قدرتمندی مثل تخیل به حالت سکون دربیایند.



5. اشتباه کردن

"کسی که هیچ وقت اشتباه نمی کند هیچ وقت هم چیز جدید یاد نمی گیرد"
هرگز از اشتباه کردن نترسید چون اشتباه شکست نیست.
اشتباهات شما را بهتر، زیرک تر و سریع تر می کنند، اگر شما از آنها استفاده مناسب کنید.
قدرتی که منجر به اشتباه می شود را کشف کنید.
من این را قبل گفته ام، و اکنون هم می گویم، اگر می خواهید به موفقیت برسید اشتباهاتی که مرتکب می شوید را ۳ برابر کنید.


6. زندگی در لحظه

"من هیچ موقع در مورد آینده فکر نمی کنم، خودش بزودی خواهد آمد"
تنها راه درست آینده شما این است که در همین لحظه باشید.
شما زمان حال را با دیروز یا فردا نمی توانید عوض کنید.
بنابراین این از اهمیت فوق العاده برخوردار است که شما تمام تلاش خود را به زمان جاری اختصاص دهید.
این تنها زمانی است که اهمیت دارد، این تنها زمانی است که وجود دارد.



7. خلق ارزش

"سعی نکنید موفق شوید، بلکه سعی کنید با ارزش شوید"
وقت خود را به تلاش برای موفق شدن هدر ندهید بلکه وقت خود را صرف ایجاد ارزش کنید.
اگر شما با ارزش باشید، موفقیت را جذب می کنید.
استعدادها و موهبت هایی که دارید را کشف کنید.
بیاموزید چگونه آن استعدادها و موهبت های الهی را در راهی استفاده کنید که برای دیگران مفید باشد.
تلاش کنید تا با ارزش شوید و موفقیت شما را تعقیب خواهد کرد.



8. انتظار نتایج متفاوت نداشته باشید

"دیوانگی یعنی انجام کاری دوباره و دوباره و انتظار نتایج متفاوت داشتن"
شما نمی توانید کاری را هر روز انجام دهید و انتظار نتایج متفاوت داشته باشید، به عبارت دیگر، نمی توانید همیشه کار یکسانی (کارهای روزمره) را انجام دهید و انتظار داشته باشید متفاوت به نظر برسید.
برای اینکه زندگی تان تغییر کند، باید خودتان را تا سر حد تغییر افکار و اعمالتان متفاوت کنید، که متعاقبا زندگی تان تغییر خواهد کرد.



9. دانش از تجربه می آید

"اطلاعات به معنای دانش نیست. تنها منبع دانش تجربه است"
دانش از تجربه می آید. شما می توانید درباره انجام یک کار بحث کنید، اما این بحث فقط دانش فلسفی از این کار به شما می دهد.
شما باید این کار را تجربه کنید تا از آن آگاهی پیدا کنید.
تکلیف چیست؟ دنبال کسب تجربه باشید!
وقت خودتان را صرف یاد گرفتن اطلاعات اضافی نکنید. دست بکار شوید و دنبال کسب تجربه باشید.



10. اول قوانین را یاد بگیرید بعد بهتر بازی کنید

"اگر شما قوانین بازی را یاد بگیرید از هر کس دیگر بهتر بازی خواهید کرد"
دو گام هست که شما باید انجام بدهید:
اولین گام اینکه شما باید قوانین بازی که می کنید را یاد بگیرید، این یک امر حیاتی است.
گام دوم هم اینکه شما باید بازی را از هر فرد دیگری بهتر انجام بدهید.
اگر شما بتوانید این دو گام را حساب شده انجام دهید موفقیت از آن شماست.

نوشته شده توسط حامد |


 

هر زنی زیباست

 

 

پسركی از مادرش پرسید : مادر چرا گریه می كنی؟
مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت : نمی دانم عزیزم ، نمی دانم 
پسرك نزد پدرش رفت و گفت : بابا ، چرا مامان همیشه گریه می كند؟ او چه می خواهد؟
پدرش تنها دلیلی كه به ذهنش می رسید ، این بود : همه ی زنها گریه می كنند ، بی هیچ دلیلی
پسرك متعجب شد ولی هنوز از اینكه زنها خیلی راحت به گریه می افتند، متعجب بود
یكبار در خواب دید كه دارد با خدا صحبت می كند ،
از خدا پرسید: خدایا چرا زنها این همه گریه می كنند؟
خدا جواب داد : من زن را به شكل ویژه ای آفریده ام . 
به شانه های او قدرتی داده ام تا بتواند سنگینی زمین را تحمل كند
به بدنش قدرتی داده ام تا بتواند درد زایمان را تحمل كند 
به دستانش قدرتی داده ام كه حتی اگر تمام كسانش دست از كار بكشند ، او به كار ادامه دهد
به او احساسی داده ام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد ، حتی اگر او را هزاران بار اذیت كنند
به او قلبی داده ام تا همسرش را دوست بدارد ، از خطاهای او بگذرد و همواره در كنار او باشد
و به او اشكی داده ام تا هرهنگام كه خواست ، فرو بریزد .
این اشك را منحصرا برای او خلق كرده ام تا هرگاه نیاز داشت بتواند از آن استفاده كند
زیبایی یك زن در لباسش ، مو ها ، یا اندامش نیست .
زیبایی زن را باید در چشمانش جست و جو كرد، 
زیرا تنها راه ورود به قلبش آْنجاست

نوشته شده توسط حامد |


 

p-87-12-18-1.jpg


لذت زندگی

ادیسون در سنین پیری پس از کشف لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد...

این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.

در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است! 


آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود...

پسر با خود اندیشید که احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید که پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند!!! 


پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟!! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟!! حیرت آور است!!!


من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!! 


پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی؟!!!!!!
چطور میتوانی؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟!


پدر گفت: پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید. مامورین هم که تمام تلاششان را می کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که دیگر تکرار نخواهد شد...! 


در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فکر می کنیم! الآن موقع این کار نیست! به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت!!


توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع کرد داغ کن - کلوب دات کام

نوشته شده توسط حامد |


آورده اند که بهلول بیشتر وقت ها در قبرستان می نشست و روزی که برای عبادت به قبرستان رفته بود وهارون به قصد شکار از آن محل عبور می نمود چون به بهلول رسید گفت : بهلول چه می کنی ؟

بهلول جواب داد : به دیدن اشخاصی آمده ام که نه غیبت مردم را می نمایند و نه از من توقعی دارند و نه من را اذیت و آزار می دهند . هارون گفت :


آیا می توانی از قیامت و صراط و سوال و جواب آن دنیا مرا آگاهی دهی ؟

بهلول جواب داد به خادمین خود بگو تا در همین محل آتش نمایند و ...

تابه بر آن نهند تا سرخ و خوب داغ شود هارون امر نمود تا آتشی افروختند و تابه بر آن آتش گذاردند تا داغ شد . آنگاه بهلول گفت :

ای هارون من با پای برهنه بر این تابه می ایستم و خود را معرفی می نمایم و آنچه خورده ام و هرچه پوشیده ام ذکر می نمایم و سپس تو هم باید پای خو د را مانند من برهنه نمایی و خود را معرفی کنی و
آنچه خورده ای و پوشیده ای ذکر نمایی . هارون قبول نمود .

آنگاه بهلول روی تابه داغ ایستاد و فوری گفت : بهلول و خرقه و نان جو و سرکه و فوری پایین آمد که ابداً پایش نسوخت و چون نوبت به هارون رسید به محض اینکه خواس ت خود را معرفی نماید نتوانست و
پایش بسوخت و به پایین افتاد .سپس بهلول گفت :

ای هارون سوال و جواب قیامت نیز به همین صورت است . آنها که درویش بوده ند و از تجملات دنیایی بهره ندارند آسوده بگذرند و آنها که پایبند تجملات دنیا باشند به مشکلات گرفتار آیند .
نوشته شده توسط حامد |


 

 

سخنانی جالب و آموزنده از گابریل گارسیا ماکز

سخنانی جالب و آموزنده از گابریل گارسیا ماکز
سخنان جالب و آموزنده از گابریل گارسیا ماکز نویسنده معروف کلمبیایی و برنده جایزه نوبل در ادبیات

در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می دانند ، و گاهی اوقات پدران هم

در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده ای ندارد ، حتی اگر با مهارت انجام شود

در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد ، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته ، محروم می كند

در 30 سالگی پی بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن

در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چیزی است كه خود آن را می سازد

در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم ؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می دهیم دوست داشته باشیم

در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می دهند

در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بدترین دشمن وی است

در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب

در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید

در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز ، باید بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را كه میل دارد نیز بخورد

در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارتهای خوب نیست ؛ بلكه خوب بازی كردن با كارتهای بد است

در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می كند نارس است ، به رشد و كمال خود ادامه می دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است ، دچار آفت می شود

در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است

در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست.
نوشته شده توسط حامد |